چالش‌های رهبری زنان و راهکارهای حل رقابت‌های زنانه

چرا زنان از مدیران زن بیزارند؟ ۶ راهکار برای حل رقابت‌های زنانه در محیط کار

احتمالاً شما هم تجربه کار با یک مدیر زن را داشته‌اید که محیط کار را برایتان دشوار کرده باشد. اگر مرد هستید، شاید رفتارهای تبعیض‌آمیز مدیر زن‌تان نسبت به همکاران زن را دیده و از ریشه آن پرسیده باشید. جامعه‌شناس و نویسنده «آنا اکبری» در مقاله‌ای به بررسی این پدیده پرداخته است. در ادامه، تحلیل‌های او و راهکارهای پیشنهادی را از منظر او مرور می‌کنیم.

آیا بدرفتاری زنان با یکدیگر پدیده‌ای جهانی است؟

برخی این موضوع را نسبی و وابسته به جغرافیا می‌دانند و به آن «تفاوت‌های منطقه‌ای» می‌گویند. آنا اکبری بیان می‌کند که پس از نزدیک به دو دهه زندگی در نیویورک، وقتی به سان‌فرانسیسکو نقل مکان کرد، از تضاد در تعاملات روزمره زنان به شدت متعجب شد. در نیویورک، نگاه‌های طولانی و برخوردهای سرد مرسوم بود، در حالی که در سان‌فرانسیسکو با استقبال گرم، بغل و تمایل به دوستی و همکاری روبرو شد. برای اولین بار حس کرد که می‌تواند از حالت دفاعی خارج شود.

از منظر زیست‌شناختی، رقابت جنسیتی می‌تواند مبنای این رفتارها باشد. در نیویورک که نسبت مردان به زنان کمتر است، رقابت شدیدتر است. تجربه او در ساحل غربی حساسیت‌های نیویورکی را به خشم تبدیل کرد: چرا این‌قدر با یکدیگر بد رفتار می‌کنیم؟ این واقعیت در ایران نیز پنهان نیست؛ بسیاری از زنان از مدیران زن گله‌مندترند و با مدیران مرد سازگاری بیشتری دارند.

حقیقتی ناگفته: مدیران زن بد

ما در مورد این موضوع کم شنیدیم، چون زنان می‌ترسند اگر واقعیت را بیان کنند، «بیزار از هم‌جنس خود» یا «بدجنس» خوانده شوند. اما انکار واقعیت، گفتگوی سازنده را پیش نمی‌برد. حقیقت این است که برخی زنان به‌اندازهٔ کافی با یکدیگر خوش‌برخورد نمی‌کنند.

مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ تحقیقی انجام داد که نشان داد هر دو جنس ترجیح می‌دهند مدیر مرد داشته باشند (۳۹ درصد زنان در مقایسه با ۲۶ درصد مردان). اما چرا زنان نمی‌خواهند برای یکدیگر کار کنند؟

داستان‌های واقعی از مدیران زن بد

هم‌کلاسی‌ها و همکاران زن جوان در سراسر آمریکا داستان‌های وحشتناکی از مدیران زن در آغاز کار خود روایت کرده‌اند. این کارآموزان انتظار راهنمایی و наставی داشتند، اما با تحقیرهای منفعل-خشمگین و دستورات متکبرانه روبرو شدند. در نتیجه، بسیاری اعتراف کردند که کار با مردان را ترجیح می‌دهند، چون رئیس‌های مرد چنین رفتاری نداشتند و شانس پیشرفت در کنار آن‌ها بیشتر به نظر می‌رسید.

این زنان سوءاستفاده‌های جنسی یا زن‌گریزی برخی مدیران مرد را نادیده نگرفته‌اند، اما از سرزنش‌های هم‌جنس‌های خود دچار یأس شده‌اند.

ماجرای ترک کار به‌خاطر مدیر زن

یکی از زنان موفق و سخت‌کوش روایت می‌کند: «من تنها کارمند زن در تیم بودم و مدیرم تمام اضطراب و ناکامی‌های خود را روی من خالی می‌کرد. فکر می‌کنم با من در رقابت بود. من کارم را عالی انجام می‌دادم تا ثابت کنم برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر هم तैयारم. ایده‌های زیادی داشتم و یک پروفایل آنلاین ساخته بودم که مدیرم هم به آن دسترسی داشت. یک روز در حال حل مسئله بودیم که مدیرم گفت: «من هرگز به این فایل‌ها نگاه نکرده‌ام و نخواهم کرد.» من جا خوردم. مدیر قبلی‌ام ایده‌هایم را دوست داشت و ساعت‌ها با من طوفان فکری می‌کرد. با وجود اینکه همکارانم را دوست داشتم، فقط به خاطر این رفتار، شغل را ترک کردم.»

این داستان شگفت‌انگیز نیست، اما هدف از بیان آن انکار مهربانی تمام مدیران زن نیست. قطعاً مدیران زن مهربانی وجود دارند، اما آمارها ثابت می‌کنند زنان ترجیح می‌دهند با مدیران مرد کار کنند و مدیران زن معمولاً کارمندان مرد را استخدام می‌کنند.

ریشه‌های بیزاری زنان از مدیران زن

نفرت زنان در محیط کار از یکدیگر

کلیشه «ملکه زنبورعسل» در محیط کار شناخته شده است. برخی زنان حس می‌کنند مدیر زن‌شان بیشتر از مدیر مرد، آن‌ها را آزار می‌دهد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اگر حق انتخاب داشته باشند، زنان معمولاً مدیر مرد را ترجیح می‌دهند. حتی زنان با سابقه کار طولانی‌تر، کمتر تمایل به داشتن مدیر زن دارند. این نگاه اول به نظر می‌رسد ثابت کند زنان ذاتاً بدجنس‌اند، اما این درست نیست. «شرارت» به‌نوعی محصول جانبی محیط کار مدرن است.

ریشه این رفتار کجاست؟

روان‌شناس اجتماعی «لاری ای. رودمن» ریشه این رفتار را در مفهوم «توجیه سیستم» (System Justification) می‌یابد. گروه‌های طولانی‌مدت تحت‌فشار، با درونی‌سازی کلیشه‌های منفی، سعی در توجیه نظم ناعادلانه می‌کنند. زنان ناخودآگاه وقتی فکر می‌کنند «با چه کسی می‌خواهم کار کنم؟»، تصویر یک «مرد» در ذهن‌شان شکل می‌گیرد. وقتی زنان معدودی در موقعیت‌های کلیدی دیده می‌شوند، فرض می‌کنند خود زن‌ها مشکل دارند.

در یک آزمایش، شرکت‌کنندگان زن در شرایط بغرنج، هیچ‌کدام شریک زن مطمئن را انتخاب نکردند، در حالی که مردان تمییزی قائل نشدند. تئوری دیگر حاکی است زنان در محیط‌های مردانه، هم‌بستگی کمتری با همکاران زن دارند.

پژوهشی در سال ۱۹۸۰ دو گروه شرکت حقوقی را مقایسه کرد: گروه اول با اکثریت مرد و کمتر از ۵ درصد زن، و گروه دوم با تعداد زنان بیشتر. در گروه اول رقابت بین زنان شدید بود و تقریبا همه از همکاران زن متنفر بودند؛ در گروه دوم زنان بیشتر از یکدیگر حمایت می‌کردند.

زنانی که در محیط‌های مردانه کار می‌کنند، معتقدند تعداد محدودی زن شانس ارتقا دارد. این پدیده «توکنیسم» (Tokenism) نامیده می‌شود؛ یعنی نمادین کردن حضور معدود اقلیت برای نمایش برابری، در حالی که در عمل تغییری برای بقیه ایجاد نمی‌شود. وقتی فرصت‌ها محدود باشد، زنان هم‌جنس‌ها را مانع پیشرفت خود می‌بینند و «خطر جانب‌گرایی» (Favoritism Threat) را تجربه می‌کنند.

وجود رقابت بین زنان

آیا زن‌ها از مدیران زن بیزارند؟ ۶ نظر برای.webp

زنان نگرانند که اگر از یکدیگر حمایت نکنند، به عنوان افراد متعصب شناخته شوند. تحقیقات نشان می‌دهد زنان در موقعیت‌های بالا، تمایلی به جذب زنان دیگر ندارند، چون فکر می‌کنند برای پیشرفت باید خود را از زنان جدا کرده و در کنار مردان قرار گیرند.

اما وقتی زنان مانند مردان رهبر می‌شوند، پیش‌داوری‌های جدیدی علیه آن‌ها شکل می‌گیرد. مدیران مرد می‌توانند رک و صریح باشند، اما از یک مدیر زن انتظار رفتار منفعل، آرام و کنترل‌شده داریم. صریح بودن او «دور از انتظار» تلقی می‌شود. به همین دلیل، کارمندان به‌اندازهٔ مدیران مرد به مدیران زن احترام نمی‌گذارند. این چرخه نادرست باعث می‌شود مدیران با کارمندان بدرفتاری کنند و کارمندان کمتر به رئیس خود توجه کنند.

ریشه همه این مشکلات در یک نکته است: وقتی رسیدن به پیروزی برای زنان دشوارتر باشد، آن‌ها حس می‌کنند به سختی می‌توانند برسد، چه برسد به همراهی یک زن دیگر.

چطور این معضل را حل کنیم؟ ۶ راهکار عملی

1734455340 403 آیا زن‌ها از مدیران زن بیزارند؟ ۶ نظر برای.webp

برای حل چالش بدرفتاری زنان با یکدیگر در محیط کار، تغییرات بنیادین در نگرش‌ها و روش‌های مدیریتی ضروری است. شش راهکار کلیدی عبارتند از:

۱. شکل‌دهی به فضای حمایتی: زنان باید در محیط کار حس امنیت روانی داشته باشند تا بدون ترس از رقابت مخرب یا تحقیر، ایده‌های خود را بیان کنند. راه‌اندازی شبکه‌های حمایتی بین زنان با تخصص‌های متنوع می‌تواند این فضا را تقویت کند.

۲. شکستن کلیشه‌ها و تحول دیدگاه‌ها: باید از پیش‌فرض «زنان رهبر باید ملایم‌تر و حمایت‌گرتر باشند» فاصله گرفت و بر توانمندی‌های رهبری زنان همانند مردان تمرکز کرد. این تغییر نگرش، بستر همکاری و رشد را فراهم می‌کند.

۳. آموزش و آگاهی‌رسانی: سازمان‌ها باید کارگاه‌هایی برای شناخت رفتارهای تبعیض‌آمیز و اثرات منفی آن‌ها بر روابط کاری برگزار کنند. آموزش مهارت‌های حمایت از همکاران زن و تقویت اعتماد به نفس، رقابت‌های منفی را کاهش می‌دهد.

۴. افزایش فرصت‌های رشد برای زنان: وقتی زنان اطمینان یابند که می‌توانند به سطوح بالای مدیریتی برسند، رقابت‌های منفی کاهش می‌یابد. سازمان‌ها باید برنامه‌های پرورش و توسعه توانایی‌های زنان را اولویت قرار دهند و فرصت‌های برابر پیشرفت ایجاد کنند.

۵. مشارکت مردان در تحول فرهنگ سازمانی: تحول واقعی زمانی رخ می‌دهد که همه اعضای سازمان، زن و مرد، مسئولیت ترویج تغییر را بپذیرند. مردان می‌توانند با حمایت از همکاران زن در موقعیت‌های رهبری و ترویج فرهنگ همبستگی، نقش کلیدی ایفا کنند.

۶. دریافت بازخورد و اصلاح رفتار: مدیران باید به طور منظم از کارکنان بازخورد بگیرند و رفتارهای خود را اصلاح کنند. مدیران زن باید مراقب باشند فشارهای کاری را به همکاران زن منتقل نکنند و به جای رقابت، از آن‌ها حمایت کنند.

چرا زنان باید در رهبری یکدیگر را تقویت کنند؟

1734455340 439 آیا زن‌ها از مدیران زن بیزارند؟ ۶ نظر برای

با وجود چالش‌های ناشی از رقابت و رفتارهای منفی، این وضعیت قابل تغییر است. تحول نیازمند آگاهی، حمایت متقابل و همکاری همه افراد است، نه تنها زنان. در ادامه به نتایج تحقیقات جدید، نمونه‌های موفق و راهکارهای بهبود شرایط می‌پردازیم.

۱. تحلیل روان‌شناختی و اجتماعی رفتارهای رقابتی

تحقیقات روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد رقابت‌های منفی بین زنان ناشی از عوامل پیچیده‌ای است. یکی از آن‌ها «توجیه سیستم» است: گروه‌های در موقعیت ضعیف، برای توجیه نظم ناعادلانه، کلیشه‌های منفی را درونی می‌کنند که می‌تواند به رقابت و حس تهدید از دیگر زنان منجر شود. به ویژه در محیط‌هایی که حضور زنان محدود است، حس می‌کنند تنها تعداد کمی می‌توانند پیشرفت کنند و رقابت تشدید می‌یابد.

تحقیقی در سال ۲۰۱۹ نشان داد در محیط‌هایی با درصد بالای زنان، حمایت متقابل بیشتر و رقابت‌های منفی کمتر است. این امر نشان می‌دهد افزایش تعداد زنان در رهبری و موقعیت‌های کلیدی، فضای هم‌افزایی را فراهم می‌کند.

۲. نتایج تحقیقات تازه: زنان رهبری حمایتی می‌خواهند

تحقیقات اخیر (مانند گزارش مکینزی ۲۰۲۰) ثابت کرده زنان در مقایسه با مردان، بیشتر از رویکردهای رهبری مبتنی بر شفافیت، همدلی و حمایت از تیم‌ها استقبال می‌کنند. زنان در محیط‌هایی با رهبری حمایتی و انگیزشی، تمایل بیشتری به رشد و پیشرفت نشان می‌دهند. این نکته اهمیت حمایت متقابل زنان در محیط کار، به ویژه در سطوح مدیریتی، را برجسته می‌کند.

۳. نمونه‌های موفق: مدیران زن سازنده فضای همکاری

مدیران زن موفق در سراسر جهان فضایی بی‌نظیر از همکاری ساخته‌اند. «شریل سندبرگ»، مدیر ارشد عملیات فیسبوک و نویسنده کتاب «پا به میدان بگذارید»، از ابتدا در تلاش بوده تا فضایی برای زنان در تکنولوژی ایجاد کند که در آن زنان به جای رقابت منفی، یکدیگر را تقویت کنند. سندبرگ تأکید می‌کند برای پیروزی، زنان باید یکدیگر را حمایت کنند و در کنار هم رشد کنند.

شرکت‌های جهانی با الهام از چنین رهبران، برنامه‌های مربیگری و آموزشی راه‌اندازی کرده‌اند که مدیران زن به زنان دیگر راهنمایی می‌کنند. این برنامه‌ها نه تنها روابط هم‌جنس‌ها را تقویت می‌کند، بلکه افق‌های جدیدی برای پیشرفت شغلی باز می‌کند.

نقش مردان در تسهیل تغییرات مثبت

1734455340 726 آیا زن‌ها از مدیران زن بیزارند؟ ۶ نظر برای

تغییرات مثبت در روابط زنان و محیط کار نیازمند همکاری مردان نیز است. مردان در موقعیت‌های رهبری می‌توانند نقش حیاتی در حمایت از زنان ایفا کنند. مردانی که از افزایش حضور زنان در رهبری حمایت می‌کنند، تأثیر عمیقی در ایجاد فضای مثبت برای همکاری زنان دارند.

حمایت مردان از زنان تنها به سود زنان نیست، بلکه فرهنگ سازمانی را تقویت و بهره‌وری تیمی را افزایش می‌دهد. مردان با ایجاد فضایی که زنان در آن به راحتی یکدیگر را حمایت می‌کنند، به رشد و پیشرفت بیشتر سازمان کمک می‌کنند.

سخن آخر

آنا اکبری از قول یک کارآفرین زن موفق نقل می‌کند: «ممکن است مردان هم از یکدیگر خوششان نیاید، اما همچنان برای پیشرفت همدیگر تلاش می‌کنند. در حالی که یک زن ممکن است زن دیگر را حذف کند چون از نحوه لباس‌پوشیدن او راضی نیست.» این مثال اگرچه اغراق‌آمیز است، اما پیامد چنین رفتارها را نشان می‌دهد: بدرفتاری و دوری زنان از یکدیگر.

آیا فکر می‌کنید مردان با حذف هم‌جنس‌های خود قدرت می‌گیرند؟ تقریبا برعکس؛ آن‌ها در فعالیت‌های دوستانه و بازی‌های ویدیویی با هم صمیمی می‌شوند.

«شریل سندبرگ» درست می‌گوید: ما باید در میدان باشیم! اما نه تنها در محیط کار. زمان آن رسیده که یکدیگر را بیابیم. کتاب او «پا به میدان بگذارید؛ زنان و اراده آن‌ها برای موفقیت» به این موضوع پرداخته است.

نظر شما در مورد این موضوع چیست؟ آیا شما هم تجربه کار با مدیران زن دشوار داشته‌اید؟ تجربیات خود را برای ما بنویسید.