تحلیل جامع توتالیتاریسم ویژگیها، تفاوت با فاشیسم و اقتدارگرایی، و نمونههای تاریخی, توتالیتاریسم یا تمامیتخواهی یکی از پیچیدهترین و در عین حال خطرناکترین پدیدههای سیاسی تاریخ معاصر است که بر پایه کنترل مطلق قدرت بر تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی استوار شده است. این نظام سیاسی که اغلب بهعنوان افراطیترین شکل اقتدارگرایی شناخته میشود، آزادیهای بنیادی شهروندان را بهشکل نظاممند و سازمانیافتهای از بین میبرد.
تعریف توتالیتاریسم و ماهیت حکومت تمامیتخواه توتالیتاریسم به شکلی از حکومت اشاره دارد که در آن قدرت سیاسی سعی دارد با استفاده از ابزارهای اجبار، ترور، ارعاب و پروپاگاندا، کنترل کامل بر حوزههای عمومی و خصوصی زندگی افراد برقرار نماید. در این نظام، رهبران بهشکل مستبد و دیکتاتور عمل کرده و وفاداری بیقید و شرط را از شهروندان میطلبد.
مجموعهای از ویژگیهای مشترک دارند که آنها را از سایر اشکال استبداد متمایز میسازد ۱.
بازسازی نهادها به نفع ایدئولوژی حاکم این حکومتها سنتهای قانونی، اجتماعی و سیاسی موجود را منهدم کرده و نهادهای جدیدی را جایگزین میکنند که تنها در خدمت اهداف ایدئولوژیک قدرت هستند. تمام منابع ملی برای دستیابی به اهداف کلان مانند صنعتیسازی اجباری یا گسترش جغرافیایی تسخیر میشوند. ۲. سرکوب نظاممند مخالفان و حذف تنوع فکری هرگونه اعتراض یا تفاوت نظر با خط رسمی حکومت بهعنوان خیانت تلقی شده و با شدت مقابله میشود.
حکومت با برچسبگذاری شیطانی برای مخالفان، فضای ترس را گسترش داده و هرگونه کثرتگرایی سیاسی را غیرقانونی اعلام میکند. ۳. تخریب بافت اجتماعی سنتی و مهندسی جامعه سازمانهای مدنی، احزاب مستقل، نهادهای مذهبی و قومی بهشکل نظامنده دلسرد و سرکوب میشوند. هدف، تبدیل شهروندان مستقل به تودهای یکپارچه است که تنها پیوند آنها با قدرت سیاسی و ایدئولوژی رسمی است. فردگرایی محو شده و جای خود را به تبعیت گروهی میدهد. ۴.
نهادینهسازی خشونت سازمانیافته خشونت در توتالیتاریسم انحرافی نیست، بلکه ابزاری قانونی و ضروری برای پیشبرد ایدئولوژی است. تاریخچه آلمان نازی و شوروی استالینی شواهدی بارز از هدفگیری گروههای خاص (مانند یهودیان و کولاکها) برای حذف فیزیکی و روانی است. ۵.
عملکرد پیشبینیناپذیر دستگاههای امنیتی برخلاف دولتهای پلیسی کلاسیک که رویههای ثابت قانونی دارند، پلیس و سازمانهای اطلاعاتی در نظام توتالیتر خارج از هر چارچوب قانونی عمل کرده و اقداماتشان هدفمند، ناگهانی و ترسناک است. ۶. الزام ایدئولوژیک و تبعیت مطلق شهروندان ملزماند ایدئولوژی آخرالزمانی حکومت را بپذیرند که وعدهی ساختن یک جامعه آرمانی و نژاد برتر میدهد.
تمام مکاتب فکری رقیب (لیبرالیسم، محافظهکاری، عوامگرایی) ممنوع و منفی معرفی میشوند. ۷. کنترل کامل رسانهها و مهندسی افکار عمومی دولت بر تمام کانالهای ارتباطی، هنر و ادبیات تسلط کامل دارد. پروپاگاندای مداوم با شعارهای کلیشهای و متناقض (مانند جنگ صلح است، آزادی بردگی است) ذهن شهروندان را بهشکل مهندسی میکند تا واقعیتهای تلخ پنهان بماند. ۸.
اقتصاد هدایتشده و حذف مالکیت خصوصی برای تامین اهداف نظامی و ایدئولوژیک، حکومت کنترل کامل بر سرمایهگذاری، ابزار تولید و توزیع منابع را در دست میگیرد. اقتصاد بازار و اندیشه مستقل اقتصادی محو شده و تلاشهای فردی تنها در راستای اهداف قدرت معنا مییابد. تفاوت بنیادین تمامیتخواهی در برابر اقتدارگرایی هر دو نظام منجر به سلب آزادی میشوند، اما مکانیزمهای قدرت متفاوت است.
حکومت اقتدارگرا بهشکل منفعلانه و از طریق پروپاگاندا اطاعت داوطلبانه میخواهد و تحمل محدودی از جامعه مدنی دارد. در مقابل، توتالیتاریسم بهشکل فعال، با پلیس مخفی، زندانهای سیاسی و ترور، کنترل کامل بر زندگی خصوصی و سیاسی را تحمیل میکند و وفاداری ایدئولوژیک عمیق و سازمانیافته میطلبد. مرز تفکیک توتالیتاریسم و فاشیسم فاشیسم ایدئولوژیای قدیمیتر با تأکید بر برتری نژاد، ترس از دشمن خارجی و وفاداری کورکورانه به رهبر است.
فاشیستها گاهی از راههای دموکراتیک به قدرت میرسند و جاهطلبیهای امپریالیستی فرامرزی دارند. توتالیتاریسم اما متمرکز بر کنترل کامل جامعه در مرزهای جغرافیایی خود است و ایدئولوژیاش جامعتر و کلانتر از ناسیونالیسم نژادی فاشیسم است. مفهوم پساتوتالیسم واتسلاف هاول این اصطلاح را برای توصیف جامعه اروپای شرقی در دهه ۱۹۷۰ ابداع کرد.
پساتوتالیسم مرحلۀ پس از ترور صریح است که در آن ترور، ترس، خودسانسوری و نفوذ مخبرین، جامعه را به سکوت و انزوا میکشاند بدون نیاز به خشونت مستقیم روزانه. نمونههای تاریخی و معاصر شکلگیری حکومتهای توتالیتر کلاسیک بیشتر در میان دو جنگ جهانی رخ داد. بنیتو موسولینی نخستین بار از اصطلاح توتالیتر برای دولت فاشیستی ایتالیا استفاده کرد.
سه نمونه برجسته تاریخی عبارتاند از اتحاد جماهیر شوروی در دوران استالین، آلمان نازی در عهدت هیتلر، و جمهوری خلق چین در دوره مائو تسهتونگ. کره شمالی ماندگارترین نمونه معاصر اکثریت محققان کره شمالی و اریتره را تنها حکومتهای توتالیتر باقیمانده در جهان میدانند. کره شمالی از سال ۱۹۴۸ تحت حکومت حزب کارگران و سلسله کیمها قرار دارد.
علیرغم وجود قانون اساسی حاوی حقوق بشر، در عمل آزادی بیان معدوم، نظارت همهجانبه بر شهروندان و پروپاگاندای همهجانبه ایدئولوژی جوچه (خودکفایی) حاکم است. کتاب مرجع توتالیتاریسم اثر هانا آرنت کتاب ریشههای توتالیتاریسم نوشته هانا آرنت، مترجم محسن ثلاثی و منتشر شده از نشر ثالث، مرجع کلاسیک و غیرقابلجایگزینی برای درک این پدیده است.
آرنت با تحلیل عمیق یهودیستیزی، امپریالیسم و دو مدل واقعی آلمان نازی و شوروی استالینی، نشان میدهد که این سیستمها چگونه طبقات را به توده تبدیل کرده، از ترور و انزوا بهعنوان ابزار قدرت استفاده کرده و پروپاگاندا را برای جنگیدن با واقعیت بهکار میبرند. نتیجهگیری توتالیتاریسم پیشرفتهترین و مخربترین شکل استبداد است که با ابزارهای سرکوب، کنترل اطلاعات، اقتصاد هدایتشده و خشونت قانونی، هویت انسانی را هدف قرار میدهد.
شناخت ویژگیهای این نظام، پیششرط آگاهانهماندن در برابر هرگونه گرایش به تمرکز قدرت بیحد و مرز است. بهترین دفاع در برابر این پدیده، تقویت نهادهای دموکراتیک، استقلال قوه قضاییه، آزادی مطبوعات و فرهنگ شهروندی فعال است.
