استراتژیهای موثر برای متقاعد کردن مخالفان و تغییر دیدگاه دیگران, متقاعد کردن افرادی که از قبل با شما موافقاند کار دشواری نیست، اما تلاش برای تغییر نظر منتقدان و مخالفان نیازمند مهارت و استراتژی است. برای تأثیرگذاری بر دیگران باید یاد بگیریم که چگونه با وجود دیدگاههای متفاوت، گفتگوهای سازنده برقرار کنیم. در این مقاله نکات و روشهای کلیدی برای تغییر نظر دیگران و اثرگذاری بر دیدگاههایشان را بررسی میکنیم.
تغییر نظر همکاران در محیط کار در پژوهشی برای کتاب لبه تبدیل دشواری به مزیت نوشته لورا، بیش از ۶۰ رهبر مورد مطالعه و مصاحبه قرار گرفتند. این رهبران تلاش میکردند تا همکاران را قانع کنند که نظر خود را درباره روشی که در ابتدا با آن مخالف بودند، تغییر دهند.
آنها از خود میپرسیدند چه عاملی باعث مقاومت طرف مقابل در برابر من میشود؟ و معمولاً مشخص میکردند که کدام جنبه از استدلالهایشان بیشترین مخالفت و واکنش احساسی را برانگیخته، سپس بر اساس پاسخ، با یکی از سه استراتژی هدفمند زیر روبرو میشدند. ۱. گفتگوی شناختی گاهی دلیل مخالفت طرف مقابل، دلایل عینی و منطقی است.
اگر فرد مخالف مجموعهای منسجم از استدلالها را به صراحت بیان کند و انگیزههای پنهان نداشته باشد، باید از روش گفتگوی شناختی استفاده کرد. این روش زمانی موثر است که فرد مخالف نگرشی جدی داشته باشد و بتواند در فرآیند تصمیمگیری احساسات را کنار بگذارد. گفتگوی شناختی موفق مستلزم دو عامل است استدلالهای صحیح و ارائه مناسب آنها.
چالشها، اصول و روش بهرهگیری از آن برای مثال فرض کنید میخواهید تامینکننده را تغییر دهید چون محصولات تامینکننده فعلی مشکلات زیادی ایجاد کرده، اما همکار شما ترجیح میدهد با تامینکننده قبلی ادامه دهد به دلیل روابط طولانیمدت. او با اشاره به قیمتهای بالاتر تامینکننده جدید، با پیشنهاد شما مخالف است.
شما باید استدلالهای قوی داشته باشید که ایرادهای همکار را رد کند؛ مثلاً بگویید اگر تمام هزینههای تولید اضافه ناشی از همکاری با تامینکننده فعلی محاسبه شود، در بلندمدت کار با تامینکننده جدید مقرونبهصرفهتر است. باید چارچوبی منطقی و خط داستانی واضح داشته باشید تا همکار را متقاعد کنید که نظرش را بازبینی کند. میتوانید تأکید کنید که این تصمیم بر اساس قیمت، کیفیت و خدمات گرفته شده است. احساسات را در حرفهای خود وارد نکنید.
باید نشان دهید که از دیدگاه عینی، موضع همکار به اندازه استدلال شما منطقی نیست. توجه داشته باشید که این مخالفان به راحتی و با دلایل کلی تحت تأثیر قرار نمیگیرند؛ برای مشاجره ذهنی با آنها آماده باشید و حقایقی فراهم کنید که درستی تمام جنبههای استدلال شما را ثابت کنند. ۲. تبدیل به مدافع وقتی فرد مخالف را نمیتوان با استدلالهای شناختی و منطقی متقاعد کرد، یا زمانی که او درباره رابطه با شما شکایتی دارد، بحث کردن بیهوده است.
برای مثال فرض کنید میخواهید به کارمندی شایسته ترفیع دهید، اما یکی از مدیران همرتبه عقیده دارد کارمندان شما بیش از حد ترفیع مییابند. حتی اگر کاندیدای شما شایستهتر باشد، ممکن است دیگران برنجند و از شما حمایت نکنند. در این شرایط سعی نکنید فرد مقابل را متقاعد کنید. باید وقت خود را صرف شناخت او و ایجاد رابطه با او کنید. مسئله استدلالها یا نحوه ارائه آنها مطرح نیست (حداقل در ابتدا)، بلکه درک دیدگاه و دلیل رنجش او مهم است.
میتوانید درباره کارمندان او و شایستگی آنها بپرسید. به تدریج و با روشهایی مانند روشن کردن ویژگیهای ارزشمند از نظر شما یا نشان دادن احترام به سبک مدیریت او، فرد را به مدافع یا حامی خود تبدیل کنید. تا زمان تصمیمگیری نهایی، مطمئن شوید که هر دو درباره ویژگیهای لازم برای ترفیع همنظر هستید و به صراحت توضیح دهید چرا کاندیدای شما نمونهای از این ویژگیهاست. نباید انتظار داشته باشید طرف مقابل با تصمیمی غیرمنطقی موافقت کند.
موضع شما باید منطق روشنی داشته باشد. واقعیبودن رمز موفقیت است بگذارید طرف مقابل خود واقعی شما را ببیند تا بهتر بتواند دیدگاه شما را درک کند. ۳. رویکرد همکار قابلاعتماد گاهی اعتقادات شخصی فرد مخالف باعث میشود با پیشنهاد شما مخالف باشد.
مثلاً همکاری با انجام آزمایش بالینی ضروری برای محصول جدید مخالف است، چون معتقد است آزمایش ممکن است مضر باشد یا با ارزشهای او مغایرت دارد، در حالی که شواهد نشان میدهد فواید از مضرات بیشتر است. عواملی مانند تربیت، سابقه شخصی و تعصبها پذیرش تصمیم را برای برخی غیرممکن میکنند و ارائه استدلالهای منطقی یا احساسی فایدهای ندارد. در این موقعیتها به جای بحث کردن، از کمک همکار قابلاعتماد استفاده کنید.
مدافعی با موضع شما از بخش دیگری از سازمان که همرتبه یا بالاتر از شماست، شاید برای متقاعد کردن فرد مخالف مناسبتر باشد. با این کار فرد مخالف مجبور میشود شما را از استدلالهایتان جدا کند و پیشنهاد را بر اساس فواید عینی ارزیابی نماید. اگر شما و فرد مخالف در بنبست باشید، همکار قابلاعتماد میتواند شرایط را به نفع شما تغییر دهد.
کمک گرفتن از فرد دیگر شمشیر دو لبه است، چون ممکن است موضع فرد مخالف را بدتر کند، بهویژه اگر احساس کند که او را مجبور کردهاند طرف شما را بگیرند. بنابراین باید همکار مناسبی پیدا کنید که بتواند در عین حفظ رابطه صمیمانه، از موضع شما حمایت کند. توصیههای مهم برای تغییر نظر دیگران ۱. با آرامش گفتگو را آغاز کنید سعی کنید خونسرد، آرام، مستحکم و مشتاق برای یادگیری باشید.
اگر عصبانی هستید و میدانید ممکن است از کوره در برآیید، طرح مسئله را به زمان دیگری موکول کنید. همچنین عصبیبودن یا آسیبپذیری خود را به طرف مقابل نشان دهید. ما معمولاً این موارد را پنهان میکنیم، اما درک این موضوع که شما نگران هستید، موجب نرمشدن و انعطافپذیری دیگران میشود. تصور نکنید که طرف مقابل از شما متنفر است.
اگر گفتگو را با این پیشفرض آغاز کنید که با فردی صحبت میکنید که از شما متنفر است و نمیخواهد به حرفهایتان گوش دهد، گفتگو خوب پیش نخواهد رفت. ۲. همدلی کنید هر عقیدهای که طرف مقابل داشته باشد، باید بدون قضاوت و با همدلی به حرفهایش گوش دهید. اگر به او بگویید باید شرمنده باشد یا فرد احمق و سادهلوحی است، نمیتوانید نظر او را تغییر دهید.
بر اساس پژوهشی منتشرشده در مجله علوم روانشناسی، همدلی با افرادی که با آنها مخالفیم، میتواند استدلالهای ما را قانعکنندهتر کند. استفاده از عباراتی مانند موافقم، همه ما میخواهیم و درک میکنم که برای نشان دادن همدلی موثر است. ۳. نقطه مشترک بیابید میتوانید گفتگو را با یافتن چیزی که هر دو دربارهاش توافق دارید، آغاز کنید.
برای مثال اگر کسی میگوید اعتراضات علیه پلیس باید متوقف شود، میتوانید بگویید که قطعاً افسران پلیس خوبی نیز وجود دارند. تا جایی که میتوانید با صحبتهای او موافقت کنید، حتی اگر با بخشی از آنها مخالف باشید. در این استراتژی قبل از چالش کشیدن فرد، در مواردی موافقت خود را با او ابراز میکنید. با این کار میتوانید ذهنیتی باز و پذیرا در او ایجاد کنید و سپس او را به پذیرش تفکری جدید دعوت نمایید. ۴.
داستانگویی به جای تکیه بر حقایق احتمال تأثیرگذاری بیان تجربهها و روایتهای شخصی بسیار بیشتر از گفتن حقایق است. انکار حقایق برای افراد آسان است، اما انکار تجربهها به این سادگی نیست. پرسیدن سوال درباره تجربههای فرد (به جای عقاید او) که دیدگاه او را نشان میدهد و اجتناب از حمله به او میتواند مفید باشد. فرض کنید با کسی صحبت میکنید که رأی نمیدهد و میخواهید نظر او را تغییر دهید.
او میگوید هیچ سیاستمداری به حرفهای ما گوش نمیدهد. به جای اینکه بگویید اشتباه میکند، تجربهای از زندگی خود را بگویید که در آن حس میکردید سیاستمداران به حرفهای شما گوش نمیدهند. با این کار او حس میکند که هر دو موضع یکسانی دارید. سپس تجربهای را تعریف کنید که به شما ثابت کرد سیاستمداران به حرفهایتان گوش میدهند. بگویید چگونه متوجه این حقیقت شدید و چرا این مسئله اهمیت دارد.
داستانگویی اعتماد را ایجاد میکند و افراد را تشویق میکند که با گسترش دیدگاههایشان، پذیراتر و شنواتر شوند. ۵. زمینه برای دروننگری و تأمل فراهم کنید بسیاری از افراد به مسائل تفرقهانگیز احساس شدیدی دارند، اما هرگز به دلایل آن فکر نمیکنند. میتوانیم برای این افراد فضایی ایجاد کنیم که بیشتر به قضیه فکر کنند و نظر و دیدگاه خود را شکل دهند.
برای مثال نظر کسی را درباره ممنوعیت استفاده از سلاح بپرسید و از او بخواهید احساس خود را با عددی بین ۱ تا ۱۰ مشخص کند و او عدد ۷ را انتخاب کند. سپس بپرسید چرا ۶ یا ۱۰ را انتخاب نکرده است. معمولاً وقتی سوال بعدی پرسیده میشود، طرف مقابل پیش از توضیح، مکث و اندکی فکر میکند. احتمالاً پاسخی است که برای خودش نیز جدید است.
در نتیجه دروننگری، ممکن است فرد متوجه شود نظراتش آنطور که فکر میکرده قوی نیستند و جایی برای انعطافپذیری و تغییر وجود دارد. ۶. از زمان استراحت استفاده کنید برخی گفتگوها به مشاجره تبدیل میشوند. اگر طرف مقابل به شما توهین میکند، میتوانید بگویید میخواهم به قبل از زمانی که فلان چیز را گفتید برگردم و مکالمه را به عقب برگردانید. ایجاد وقفه و زمانی برای استراحت نیز مفید است.
اگر اوضاع در حال وخیمشدن باشد، به بهانهای مانند رفتن به دستشویی گفتگو را متوقف کنید و قبل از تصمیمگیری درباره ادامه، فرصتی برای آرامسازی خود ایجاد نمایید. سخن پایانی تغییر عقیده افراد مخالف و منتقد آسان نیست. نکته مهم این است که دلیل مخالفت آنها را درک کنید و از استراتژی هدفمندی استفاده نمایید. در این صورت شانس بسیار بیشتری برای دریافت پاسخ مثبت خواهید داشت.
البته تغییر نظر دیگران همیشه امکانپذیر نیست، اما نباید ناامید شوید و به خاطر بسپارید که این تنها فرصت شما برای گفتگو و تغییر نظر آنها نیست. سعی کنید چیزهایی بیاموزید و اطلاعاتی جمعآوری کنید تا بتوانید با استفاده از آنها در گفتگوهای آتی موفق شوید.